
دیگر نمیتوانم بنویسم .
دیگر نمیتوانم غزلت کنم !
دیگر نمیتوانم با واژه ها بزم بگیرم یا رزم یا ختم !
کاغذهای بیچاره !
بغض و کلافگیم را سر انها خالی میکنم
و روحم را در جسمشان مچاله میکنم !
هر چه مینویسم یک چیزی کم دارد .
یک چیزی مثل عشق !
مثل هدف !
مثل آیین !
مثل......!
مثل تـــــــــو !
به واژه هایم رحم کن
javahermarket
نظرات شما عزیزان:
..*..فاطمـــ ـ ـه جون..*.. 
ساعت18:21---17 خرداد 1392
سلام وب خوبی دارین به منم سر بزنید..
من توی شبهای بارانی هم عضو هستم به اسم فاطیما..